کد خبر 152377
۲۸ تیر ۱۴۰۱ - ۱۶:۲۲

گفت‌وگوی خواندنی حیات با مادر ‌شهیدان کاوسی فر/ سه پسرم را همزمان به کربلای 5 فرستادم / جوان ها پیرو رهبر باشند تا عاقبت بخیر شوند

گفت‌وگوی خواندنی حیات با مادر ‌شهیدان کاوسی فر/ سه پسرم را همزمان به کربلای 5 فرستادم / جوان ها پیرو رهبر باشند تا عاقبت بخیر شوند

حاج خانم زهرا درهمی گفت: امروز باید قرآن راهنمای مسلمانان باشد و اگر امت اسلامی خواهان موفقیت است باید قرآن و فرامین آن را سرلوحه رفتار و اعمال خویش قرار دهد و از نظر من سعادت، رستگاری، پیروزی و موفقیت مسلمانان در گرو پیروی از دو امانت نفیس و گرانبهای پیامبر(ص) « قرآن و عترت»است و امیدوارم همه مردم به آن عمل کنند.

مادران شهدا، بهترین نماد‌ صبر، ایثار، گذشت و الگو‌های صبر برای افراد جامعه محسوب می‌شوند. آن‌ها با تقدیم فرزندان خود اجازه ندادند تا دشمنان از موقعیت‌های موجود به نفع خود استفاده کنند. زهرا درهمی مادر شهیدان حسین و رضا کاوسی فر است که در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار حیات با این مادر نمونه و صبور را می‌خوانید:

ابتدا خودتان را معرفی کنید؟ 

زهرا درهمی مادر شهیدان حسین و رضا کاوسی‌فر، اهل تهران هستم.
 
شهید حسین در چه رشته‌ای تحصیل کرد و فرزند چندم خانواده بود؟

حسین با برادرش محمد که دوقلو بودند سال 1349 در تهران به دنیا آمد و فرزند هفتم خانواده بود. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه علوی و شهید رسولی سپری کرد. از همان کودکی دوست داشت که طلبه شود و از ما می‌خواست او را در این مسیر همراهی کنیم، به همین دلیل بنا به خواسته و علاقه خودش سال 1364 وارد مدرسه علمیه موسی بن جعفر(ع) مشهد شد و ادامه تحصیل داد. او در این زمینه بسیار فعال و کوشا بود و همیشه در مسجد و جلسات مذهبی شرکت می‌کرد. 

این شهید بزرگوار در اوایل انقلاب به چه فعالیتی مشغول بود و در دوران دفاع مقدس در چه عملیات‌هایی شرکت کرد؟

پسرم از همان کودکی با برادرانش در تظاهرات و راهپیمایی‌ها علیه رژیم ستم‌شاهی شرکت می‌کرد و خیلی پسر زرنگ و شجاعی بود. او همیشه رادیو و اخبار را پیگیری می‌کرد و با علاقه به سخنان امام خمینی(ره) گوش می‌داد. حسین اوایل سال 1365 باتوجه به پیام امام خمینی(ره) که از جوان‌های انقلابی خواستند تا به نبرد با نیروهای بعثی عراق بروند، تصمیم گرفت که به جبهه برود و بابت این موضوع خیلی پافشاری می‌کرد. اما سنش کم بود و جثه ریزی داشت، به همین دلیل مسئولین قبول نکردند تا به جبهه برود. ولی شور و شوق جبهه خواب و خوراک حسین را گرفته بود و آنقدر اصرار و  نذر و نیاز کرد تا بالاخره همه راضی شدند  تا او بعد از چند ماه آموزشی سخت و فشرده به جبهه برود. او در لشگر امام رضا(ع) بود و به او سمت تخریبچی عملیات ها را داده بودند.

از ویژگی‌های بارز شهید حسین برایمان تعریف کنید؟

حسین علاقه زیادی به ورزش و شنا داشت و از همان کودکی با همسرم به مسجد می‌رفت و نماز خواندن را آموخت. وجود حسین تا دوازده سالگی  پر از هیجانات کودکی بازی‌گوشی بود ولی زمانی که بزرگ تر شد اخلاق و رفتارش تغییر کرد و بسیار پخته، جدی و حساب شده عمل می‌کرد. با وجود آنکه هنوز به سن تکلیف نرسیده بود اما در ماه مبارک رمضان تمام روزه‌هاش را می‌گرفت و قرآن را به زیبایی قرائت می‌کرد. به دیگران آزار و اذیت نمی‌رساند و به خانواده و اطرافیان خود با مهربانی رفتار می‌کرد و سعی داشت مشکلات آنها را رفع کند. در تحصیل خیلی زرنگ و باهوش بود و زمانی که وارد حوزه علمیه مشهد شده بود در مدت شش ماه به دلیل موفقیت در تحصیلش از هم‌کلاسی‌های خود پیشی گرفت و با طلبه‌های قدیمی‌تر هم درس شد. همچنین شهدای زیادی را در دوران دفاع مقدس به مشهد و شهرهای دیگر می‌آوردند و روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه به تشییع پیکر پاک شهدا می‌رفت خطبه‌های نماز جمعه را با دقت گوش می‌کرد.

یک خاطره از این شهید عزیز بفرمایید؟ 

یک روز خانمی که از دوستانم بود به منزل‌مان آمد و گفت: حسین جان می‌توانی برایم نامه‌ای بنویسی و پسرم در همان لحظه گفت بله حتما و بدون اتلاف وقت باحوصله شروع به نوشتن کرد و سعی داشت نامه را خیلی خوش خط و بدون غلط املایی بنویسد. من که با تعجب نامه نوشتن حسین را می‌دیدم با خودم گفتم پسرم چقدر خوش اخلاق و با حوصله شده است و به او بابت کمک کردن و خوش برخورد شدنش افتخار می‌کردم. بعد از آنکه نامه را نوشت گفت حاج خانم می‌خواهید نامه را تمبر و پاکت کنم و دوستم گفت اگر زحمتی برایت نیست ممنون می‌شوم که این کار را برایم انجام دهی و بلافاصله نامه را تمبر و پاکت کرد و گفت حاج خانم از امروز به بعد هر موقع کاری یا نامه‌ای داشتید به من بگویید من برایتان انجام می‌دهم.

شهید حسین چه سالی و در چه عملیاتی به شهادت رسید؟ 

پسرم در تیرماه سال 1365 در عملیات کربلای یک حین زدن آرپی‌جی، در اثر اصابت ترکش نیروهای بعثی به پشت سر به شهادت رسید و 15 روز پس از شهادتش در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

شهید رضا متولد چه سالی بود و تا چه مقطعی تحصیل کرد؟ 

رضا متولد سال 1351 در تهران و فرزند هشتم خانواده بود. به دلیل آنکه فرزند هشتم بود نام او را رضا گذاشتیم. او سال 1357 وارد مدرسه علوی شد و دوران ابتدایی را در این مدرسه گذراند. بسیار پسر موفق و درس‌خوانی بود و تا مقطع سوم راهنمایی تحصیل کرد. رضا از شاگردان ممتاز مدرسه بود و در تمام مسابقات قرآن شرکت و جوایز متعددی را دریافت می‌کرد.

از شخصیت او و فعالیت‌های انقلابی‌اش بفرمایید؟

رضا از همان کودکی همراه برادرانش در تظاهرات علیه رژیم ستم شاهی شرکت می‌کرد. او بسیار مودب، با اخلاق، مهربان، منظم و تمیز بود و همیشه نمازش را اول وقت می‌خواند و در مسجد و جلسات مذهبی‌ حضور داشت. قرآن را با صوتی زیبا قرائت می‌کرد و سعی می‌کرد تمام احادیث را یاد بگیرد و به آن عمل کند. در کارهای منزل به من کمک می‌کرد و همیشه مشکلات اطرافیان خود را رفع و در انجام کارها به آنها کمک می‌کرد. برای من و پدرش بسیار ارزش و احترام قائل بود و هیچ موقع از او بی ‌احترامی ندیدم یا اینکه بخواهد به کسی آزاری برساند.

این شهید والامقام در چه سالی به جبهه اعزام شد؟

سال 65 در سن 14 سالگی، با اصرار زیادی که جهت جبهه رفتن داشت رضایت من و پدرش را گرفت و از طریق ستاد پشتیبانی او را به منطقه آزاد شده جبهه فرستادند ولی بعد از 15 روز از جبهه برگشت و گفت من می‌خواهم با صدامیان بجنگم ولی  آنها ما را به جنگ نمی‌برند‌، برگشتم تا امتحاناتم را بدهم و بعد از سپری کردن دوره آموزشی با آمادگی بیشتری به جبهه برگردم. 

چند بار به جبهه اعزام شد و در چه عملیات‌هایی حضور داشت؟ 

بعد از آنکه امتحانات کلاس سوم راهنمایی را گذراند برادرش حسین به شهادت رسید و بعد از پایان مراسم چهلم برادرش گفت مادر نمی‌گذارم اسلحه حسین زمین بماند، من باید راه او را ادامه دهم و بعد از سپری کردن دوره آموزشی نظامی عازم جبهه شد. من و پدرش مخالف رفتن او به جبهه بودیم زیرا سنش کم بود اما بالاخره ما و مسئولین را راضی کرد و گفت من باید به جبهه بروم و جای خالی برادرم را پر کنم. در عملیات کربلای چهارشرکت کرد و پس ازعملیات برای مرخصی به تهران برگشت. وقتی مرخصی‌اش تمام شد به همراه دوبرادردیگرش «محمد و مهدی» دوباره به جبهه اعزام شد و سه  پسرم درعملیات کربلای پنج شرکت کردند. بعد از این عملیات پیروزمندانه، برای  مرخصی برگشت  اما محمد  ازناحیه کمر و  مهدی  ازناحیه دست و پا براثرحمله شیمیایی مجروح و مصدوم شدند. برای بار سوم به جبهه رفت و درعملیات کربلای ده شرکت کرد و بی‌سیم‌چی گردان بود. 

رضا در چه سالی و در چه عملیاتی به شهادت رسید؟ 

رضا در پنجم اردیبهشت ماه سال 1366 در عملیات کربلای ده به شهادت رسید و پیکر پاکش 10 روز بعد از شهادتش در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

مادر اگر صحبتی و ناگفته‌ای دارید بفرمایید؟

من از جوان‌های امروز می‌خواهم راه شهدا را ادامه دهند و پیرو رهبر و‌ ولایت فقیه باشند تا عاقبت بخیر شوند. همان طور که بحث ولایت فقیه و خط امام یکی از توصیه‌هایی است که بسیار مورد عنایت شهدا بوده، آنها در وصایای خود دلسوزانه می‌خواهند تا بازماندگان این مسیر را در پیش بگیرند و هیچگاه از آن منحرف نشوند. همچنین پیامبر در حدیث ثقلین می‌فرمایند: «من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.» امروز باید قرآن راهنمای مسلمانان باشد و اگر امت اسلامی خواهان موفقیت است باید قرآن و فرامین آن را سرلوحه رفتار و اعمال خویش قرار دهد و از نظر من سعادت، رستگاری، پیروزی و موفقیت مسلمانان در گرو پیروی از این دو امر است و امیدوارم همه مردم به آن عمل کنند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها